بایسته‌های روزنامه‌نگار

طاهر صدیق


persiran.se | Tue, 23.08.2011, 15:16

یادداشت‌هائی در باره‌ی روزنامه‌نگاری

روزنامه‌نگاری با انگیزه‌هایی گوناگون انجام می‌گیرد. می‌تواند در راستای رساندن اطلاعات مهم و موردنیاز و افزایش آگاهی مردم باشد و نیز می‌تواند با هدف پوشاندن واقعیات و گمراه کردن آنان. از اینرو می‌باید در سرآغاز و پیش از پرداختن به برخی از بایسته‌های روزنامه‌نگار روشن سازیم که در باره‌ی کدام روزنامه‌نگار سخن می‌گوئیم.
در این نوشته منظور ما روزنامه‌نگاری است که می‌خواهد در کار خود راستگوئی، عینیت‌گرائی، بی‌طرفی یا بی‌خطی و همه‌سویگی یا جامعیت را رعایت کند و همچنین خواهان این است که اطلاعاتی که به مردم مورد خطابش می‌رساند با توجه به نیازهای آنان دارای اهمیت و با توجه به توانائی ادراکی آنان دریافتنی باشد. اگر چنین نباشد، پایه‌ای‌ترین پیش‌شرط روزنامه‌نگاری مورد نظر ما تحقق نیافته است.
اما فزون بر این خواسته‌ها‌ی راستگوئی و عینیت‌گرائی و بی‌طرفی و همه سویگی، شایستگی‌های دیگری نیز تاثیرگذاری تعیین‌کننده دارند:

١- آگاهی از پیچیدگی‌های مفهومی
روزنامه‌نگاری همگونی‌های بسیاری با کار پژوهشی دارد و روزنامه‌نگار باید مانند پژوهشگر از دشواری‌هائی که در کار جستجو و کاوش و گزارش واقعیات وجود دارد آگاهی داشته باشد و برای چیرگی بر این دشواری‌ها تلاش ورزد.
نخستین موضوعی که توجه به آن ضروری است ابهام و چند معنایی واژه‌ها و عبارت‌ها و جملههاست. روزنامه‌نگار باید آگاه باشد که سخنانی که می‌شنود و می‌گوید همواره ابهاماتی دارند و بنابراین باید در هنگامی که سخنی را می‌شنود یا از واژه‌ها یا عبارت‌هائی در گزارش خود بهره‌برداری می‌کند و جملههائی در آن به کار می‌برد باید در تصریح آن‌ها بکوشد. فزون بر تصریح، در بسیاری موارد، گسترش مفاهیم ضرورت دارد تا از انتزاعی بودن آن‌ها زیانی به بار نیاید. برای نمونه اگر با عبارت «رشد اقتصادی و اجتماعی» روبروست باید با گسترش آن به عرصه‌های گوناگونی مانند بازارکار و آموزش و جز آن در راستای ملموس کردن آن‌ها گام بردارد. و روشن است که چنین کاری نیازمند دانش و تلاش بسیار است. همچنین روزنامه‌نگار باید آگاه باشد که بسیاری از رویداد‌ها و وضعیت‌هائی را که گزارش‌ می‌کند، همواره با داده‌های آماری همراه هستند و آمار به علت‌های گوناگون می‌تواند گمراه‌کننده باشد. بنابراین روزنامه‌نگار باید با دام‌هائی که در آمارسازی، آمار‌پردازی و آمارگزاری وجود دارد، دستکم آشنائی مقدماتی داشته باشد. از دیگر بایسته‌های کار روزنامه‌نگاری آشنائی خوب با مهم‌ترین منابع در دسترس در باره‌ی موضوع‌های گوناگون است که روزنامه‌نگار را توانا می‌سازد که در تهیه‌ی گزارش بدون درنگ زیاد از آن‌ها بهره‌ ببرد.

٢- معلومات عمومی گسترده
دانسته‌های روزنامه‌نگار پایه‌ی پرسش‌های اوست. این دانسته‌هاست که روزنامه‌نگار را توانا می‌سازد که پیوند‌های جالب و پراهمیت پدیده‌ها را دریابد و آن‌ها را در گزارش‌دهی درنظر بگیرد. اگر خبری خام و کوتاه را دریافت می‌کند و یا با رویدادی روبرو می‌شود، دانسته‌های پیشین او یاری می‌کند تا پیوندهای آن خبر و آن رویداد را با پدیده‌های دیگر، تا حدودی که به کارش مربوط می‌شود، ببیند و با کمک این پیوند‌ها اطلاعاتی دقیق‌تر و گسترده‌تر در اختیار مخاطبان خود قرار دهد و آنان را نیز از وجود چنین پیوندهائی آگاه کند. باید تاکید کنیم که اینگونه آگاهی است که در بسیاری موارد برای گیرنده‌ی خبر و گزارش اهمیتی تعیین کننده دارد و بدون آگاهی از این گونه پیوند‌ها وی نخواهد توانست موضوعیت و اهمیت خبری را که دریافت می‌کند دریابد تا واکنشی درخور از خود نشان دهد.
در اینجا هنگامی ‌که از «اهمیت» خبر و گزارش سخن می‌رود، منظور اهمیت با توجه به نیازها‌ی مخاطب است. البته تلاش برای کشف نیازهای مخاطبان، یکی از وظایف مهم روزنامه‌نگار است. می‌توان گفت که یکی از وظایفی که تلویحاً از سوی مردم بر عهده‌ی روزنامه‌نگار گذاشته شده توجه به نیازهای اطلاعاتی آنان است که در هر موردی، بنابر چارچوب کار رسانه‌ای در جامعه، نمی‌تواند صراحتاً بیان ‌شود و دانش خود روزنامه‌نگار است که تشخیص دهنده و تعیین کننده‌ی آنهاست.
گاهی ممکن است که روزنامه‌نگار تنها به گزارش داده‌هائی اندک اکتفا کند چرا که با توجه به نیاز‌ها و توانائی‌های مخاطبان، می‌داند که خود آنان می‌توانند با تکیه‌ به داده‌های در دسترسشان و دانسته‌های پیشینشان، به نتیجه‌گیری شایسته در باره‌ی اهمیت آن برسند. اما گاهی چنین نیست و ضروری است که روزنامه‌نگار تصریحا یا تلویحا مخاطب خود را متوجه سازد که چرا او این داده‌ها را در گزارش خود آورده است و چرا این داده‌ها را مهم دانسته است.

چند نکته‌ی مهم
- یک خبر یا گزارش ممکن است از دیدگاهی (نیازی، علاقه‌ای) کامل باشد اما از دیدگاهی دیگر کمبود داشته باشد.
- یک خبر یا گزارش ممکن است برای مخاطبی، بنابر توانائی ذهنی او، کارآمد باشد اما برای مخاطبی دیگر به علت دانش نا‌کافی او، کارآمد نباشد.
- دانش روزنامه‌نگار همواره در گزینش خبر و در گزینش عناصر سازنده‌ی آن تاثیرگذار است. نمونه‌ای ساده و به احتمال زیاد غیرواقعی، این موضوع را روشن‌تر می‌کند: روزنامه‌نگاری دانش کافی در امور مالی دولت یعنی شیوه‌های تامین مخارج دولتی دارد و خبری را در باره‌ی کاهش مالیات بردرآمد دریافت می‌کند. او محتوای اطلاعیه‌ی مربوط به کاهش مالیات را با دانسته‌های خود در باره‌ی بودجه‌ی دولتی پیوند می‌دهد و از جمله این پرسش را برای خود و دیگران مطرح می‌کند که کاهش اعلام شده‌ی مالیات چه تاثیری در بوجه‌ی دولتی و تخصیص منابع مالی دولت خواهد داشت. به این ترتیب، او با پی‌گیری موضوع، پاسخی به این پرسش پیدا می‌کند و در گزارش خود در مورد کاهش مالیات، اطلاعات به دست آمده در این زمینه را نیز به آگاهی مخاطبان خود می‌رساند و آنان را در موضع‌گیری خود در برابر این اقدام دولت یاری می‌رساند. اما اگر روزنامه‌نگاری از امور مالی دولت اطلاعی اندک داشته باشد، ممکن است چنین پرسشی برایش مطرح نشود و کمبود دانش او مخاطبانش را از اطلاعات ضروری برای موضع‌گیری در مورد اقدام دولت محروم کند. در چنین حالتی شاید بتوان گفت که روزنامه‌نگار نقش بلندگوی تبلیغاتی دولت را بازی می‌کند بدون اینکه خود از این نقش ویرانگر خود اگاه باشد. برای برخی از مخاطبان این خبر «کمبود» دارد اما گمراه‌کننده نیست، چرا که آنان با کمک دانسته‌های پیشین خود به نقص خبر پی خواهند برد و چنانچه بخواهند در صدد رفع آن برخواهندآمد. اما برای برخی دیگر چنین خبری «گمراه‌کننده» خواهد بود، چرا که گرایشی در انسان وجود دارد که از چیزی که در باره‌ی آن اطلاعی به او داده نشود، غفلت کند. این گرایش، یعنی گرایش به نتیجه‌گیری، بدون توجه به عناصر هم‌پیوسته، طبعاً می‌تواند، در بسیاری موارد، به نتیجه‌گیری نادرست بیانجامد. برای نمونه همین موضوع کاهش مالیات را در نظر بگیریم: بدون توجه به پیوند کاهش مالیات با تخصیص منابع دولتی، مخاطب خبر ممکن است تنها جنبه‌ی مثبت کاهش مالیات – افزایش درآمد در دسترس مردم– را در نظر بگیرد و موضعی مثبت در برابر اقدام دولت دراین زمینه اتخاذ کند در حالیکه شاید چنین موضعی را در صورت آگاهی از تاثیرات تخصیصی کاهش مالیات نمی‌گرفت . این گرایش نتیجه‌گیری بدون توجه به هم‌پیوستگی پدیده‌ها یکی از کاستی‌های ذهن انسان است که همواره مورد بهره‌برداری تبلیغ‌گران و فریب‌دهندگان افکار عمومی قرار می‌گیرد. ما این کاستی را «دام‌ بخشی‌نگری» نام می‌گذاریم.
هرچه دانش عمومی روزنامه‌نگار گسترده‌تر باشد، توانائی او در رساندن اطلاعات کامل‌تر و اجتناب از انداختن مخاطب به دام ‌بخشی‌نگری و گمراه کردن او بیشتر خواهد بود. در نهادهای رسانه‌ای برای کاهش این خطر باید همکاری فکری گسترده‌‌ای در میان روزنامه‌نگاران سازماندهی شود چرا که یکی از راه‌های خودداری از بخشی‌نگری، همکاری فکری میان روزنامه‌نگاران است که هریک می‌تواند از این راه کمبود دانش خود را تا اندازه‌ای جبران کند.



Bookmark and Share