استدلال سنجی
بخش سوم و پایانی: گام‌های استدلال‌سنجی

طاهر صدیق


persiran.se | Thu, 04.08.2011, 20:46

پنجشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۰
هدف از بررسی یک استدلال معمولا رسیدن به ایستاری در باره نتیجه آن است و این کار، چنانکه پیش‌تر شرح داده شد، بر پایه‌ی داوری در صدق برهان‌ها و روابط توجیه کننده در استدلال استوار است، یا به عبارت دیگر بر پایه داوری در صدق برهان‌ها و ربط منطقی آن‌ها با نتیجه استدلال.

برای خواندن بخش نخست این قسمت را کلیک کنید

برای خواندن بخش دوم: "اعتبار استدلال" این قسمت را کلیک کنید


از بررسی برهان‌های استدلال و ربط منطقی برهان‌ها با نتیجه، به یک داوری در باره‌ی صدق نتیجه به عنوان بازده برهان‌ها می‌رسیم، اما بررسی استدلال کننده ممکن است ادامه یابد، به این معنا که بررسی کننده‌ی استدلال، در پی داوری در باره‌ی احتمال صدق نتیجه‌ی استدلال، ممکن است بکوشد تا با یافتن و پیش گذاردن برهان‌هایی دیگر‌، بر احتمال نتیجه بیافزاید، یعنی آن را مستحکمتر کند و یا احتمال آن را کاهش دهد، یعنی آن را تضعیف کند.
بررسی برهان‌ها، داوری درباره‌ی نتیجه وارائه‌ی برهان‌های نو برای تحکیم یا تضعیف احتمال آن، سه مرحله یا گام اصلی در استدلال سنجی است، اما پیش از این سه مرحله، گام‌هایی چند برای آماده سازی استدلال برای بررسی منظم و دقیق ضرورت دارد:
گفتارهای استدلالی که معمولا با آن‌ها روبرو می‌شویم، برای اینکه آماده‌ی بررسی نظاممند شوند باید تصریح، تصفیه و تنظیم شوند، چرا که این گفتار‌ها غالبا انباشته از سخنان مبهم، تکراری، حاشیه‌ای و اضافی هستند، اکثرا آشفته‌اند و تدوین آن‌ها بر پایه منطقی استوار نیست.
در آغاز این نوشته، طرح اساسی استدلال را توصیف کردیم. تکرارمی کنیم که در این طرح، نتیجه‌ی استدلال («ن») به صراحت بیان می‌شود، سپس برهان‌های اصلی («ب۱»، «ب۲» و...) و در کنار یا زیر این برهان‌های اصلی، برهان‌های فرعی («ب۱» «ب۱»، «ب۱» «ب۲» و...) ارائه می‌شوند که نظمی پایگانی دارای چندین سطح به وجود می‌آورند:

«ن»
«ب۱»

«ب۱» «ب۱»
«ب۲»
«ب۱» «ب۲»

پیش از بررسی استدلال، کوشش ما بر این خواهد بود که آن را به ترتیبی که در طرح بالا نشان داده شد، تنظیم کنیم و برای این کار نیازمند تصریح گفته‌ها و دور ریختن گفته های‌اضافی هستیم.

روند استدلال سنجی را بنابراین بطو کلی می‌توانیم چنین بنمایانیم:
گام ۱ – تصریح گفتار استدلالی
گام ۲ – تصفیه گفتار استدلالی
گام ۳ – تنظیم استدلال
گام ۴ – بررسی برهان ها
گام ۵ – داوری در باره نتیجه

گام ۱ – تصریح گفتار استدلالی
گفتار استدلالی غالبا حاوی برخی گفته‌های مبهم است. اغلب برای اینکه بتوانیم گام‌های بعدی بررسی را بخوبی برداریم، ضرورت دارد که این گفته‌های مبهم را باز کنیم و چند معنایی آن‌ها را از میان برداریم. برای نمونه اگر کسی بگوید که «همه‌ی کودکان باید به مهد کودک بروند، چرا که تربیت گروهی کودکان برای اجتماعی شدن آن‌ها ضرورت دارد»، ممکن است برای ما این پرسش مطرح شود که منظور از «همه‌ی کودکان» چیست، مثلا آیا منظور گوینده این است که بچه‌های شیرخوار هم باید به مهد کودک بروند؟ در این موارد، طبعا باید به تعبیری که این گونه ابهام را در بر ندارد دست یافت و پس از آن به بررسی استدلال پرداخت.

گام ۲ – تصفیه گفتار استدلالی
گفتار استدلالی معمولا در برگیرنده‌ی گفته‌هایی است که در واقع ربطی به استدلال ندارند. استدلال کننده با توجه به مخاطبان خود ممکن است تعریف‌ها و تصریح‌های گوناگونی برای آسان ساختن استدلال، در گفتار خود بیاورد. ممکن است گفته‌های خود را به دلایل گوناگون تکرار کند، مورد تاکید قرار دهد، از نمونه‌ها و مثال‌های مختلف برای فهماندن نظرات خود بهره گیرد، نقل قول کند، دوستان را بستاید، مخالفان را بنکوهد، از احساسات و عواطف خود بگوید و...
این گفته‌ها ممکن است برای فهماندن، جلب توجه کردن و خواسته‌هایی مانند آن در بسیاری از گفته‌های استدلالی ضروری باشد و یا بر حسب عادت گوینده، ناخود آگاه در گفتار او جای گیرند. اما به هر رو نمی‌توانیم آن‌ها را از عناصر استدلال بشماریم. آن‌ها عناصر گفتار هستند اما عناصر استدلال نیستند. بنابراین، برای اینکه در بررسی استدلال بتوانیم تمرکز حواس کافی روی برهان‌ها، نتیجه و روابط توجیه کننده داشته باشیم، بهتر است و در مواردی ضروری است که مزاحمت این گفته‌ها را با حذف آن‌ها از بدنه استدلال، از میان برداریم.
همچنین گفتار استدلالی ممکن است حاوی چندین استدلال مختلف باشد، یعنی در آن گفتار، برای چند گزاره‌ی مختلف برهان آوری شود و حتی ممکن است برهان‌های مشترکی برای این گزاره‌ها در گفتار استدلالی وجود داشته باشند. در چنین مواردی ضروری است که این استدلال‌ها را از هم سوا کنیم و در صورتیکه بخواهیم، جداگانه مورد سنجش قرار دهیم. واضح است که در این صورت، برهان‌های مشترک در هر یک از این استدلال‌ها تکرار خواهند شد.
تصفیه‌ی گفتار استدلالی غالبا به کوتاه‌تر شدن چشمگیر آن می‌انجامد. شاید مقاله‌ای چند هزار کلمه‌ای در پی این چکیده گیری بیش از چند صد واژه نداشته باشد. این کوتاه شدگی خود عاملی بسیار کارآمد در آسان‌تر کردن بررسی دقیق استدلال خواهد بود.
برای اینکه اهمیت این کار به خوبی نمایان شود، نمونه‌ای می‌آوریم از یک گفتار استدلالی، نوشته اندیشه‌مند اسلامی عبدالکریم سروش (عبدالکریم سروش، آزادی چون روش، مجله کیان، شماره ۳۷، خرداد و تیر ۱۳۷۶).
سروش در مقاله‌ی «آزادی چون روش» از جمله به این نکته می‌پردازد که دموکراسی بهترین نظام از دیدگاه دستیابی به اطلاعات لازم برای حکومت است و در این باره می‌گوید که چنانچه دموکراسی نباشد، حاکمان باید برای کسب اطلاعات بر ماموران اطلاعاتی یا جاسوسان و خفیه نویسان خود تکیه کنند و این کار مانع دسترسی آن‌ها به اطلاعات درست و کافی خواهد بود. سروش سپس برای اثبات گزاره‌ی خود سه دلیل می‌آورد. در اینجا چکیده‌ی گفتار استدلالی وی را در این زمینه می‌آوریم و در پی آن، بندی از گفتار او را که مربوط است به یکی از برهان‌های ارائه شده، به طور کامل نقل می‌کنیم. اصراری نداریم که چکیده‌ای بسیار دقیق و کامل از گفتار سروش ارائه دهیم و تنها نمونه‌ای از چکیده‌های ممکن را می‌آوریم که گمان می‌کنیم لب کلام او را بنمایاند:
«ن» - خفیه نویسان عوامل امین و کارآمدی برای خبررسانی به حاکمان نیستند و حاکمانی که خبر مردم را تنها از آنان می‌پرسند، جهل مرکب خود را مستحکمتر می‌کنند

«ب۱» - داده‌ها و دانستنی‌های جامعه چنان انبوه و پیچیده است که به دست آوردن آن‌ها کمّا و کیفا برای هیچ کس – و هیچ گروه کوچک – می‌سر نیست.

«ب۲» - خفیه نویسان عمدتا و عادتا آدمیانی متوسط‌اند که تنها ملاحظه‌ی حقیقت نمی‌کنند بلکه گوشه چشمی نیز به مصلحت و معیشت خود دارند و از این رو، به عوض خبر در بیخبری حاکمان افزایند و آن‌ها را چنان سمت و صفت دهند که سخنگو و کارگزار خود کنند.

«ب۳» - اگر مردم به حضور نامحرمان (خفیه نویسان) بدگمان شوند، از اظهار حقیقت خودداری می‌کنند.

اکنون توجه کنید به بخشی از گفتار سروش که چکیده آن «ب۱» است:
«یکم به دلیل آنکه داده‌ها و دانستنی‌های جامعه چنان انبوه و پیچیده است و چنان سیل وار در میان آدمیان جاری است که چنگ و چشم هیچ تیزبین تیز چنگالی به صید و قید آن‌ها کمّا و کیفا کامیاب نمی‌شود. بی‌جهت نبود که فون می‌زز می‌گفت که سوسیالیسم (طراحی اقتصاد از بالا) محال است و هایک می‌گفت که کنسترکتویسم (طراحی جامعه از بالا) محال است. اینان هر دوبر عنصر اطلاعات انگشت می‌نهادند و به تاکید می‌گفتند که طراحی جامعه و اقتصاد به چنان حجم حجیمی از اطلاعات فخیم نیازمند است که درک کردن و گرد کردن و غربال کردن و برآیند آن‌ها را گرفتن در وسع و طاقت و امکان هیچ آفریده‌ای نیست. بگذریم از هایک که می‌گفت اصولا طراحی آگاهانه، همچون غم دل گفتن به جانانه، عملی است ناقض خویش که در ظرف وقوع نمی‌گنجد و تمنایی است محال که واقعیت به آن رخصت تحقق نمی‌دهد و چون سایه‌ای است که همین که بدان رو کنند رو بر می‌گرداند. به نوشته‌ی هایک» اقتصاد مدرن... منوط به استفاده از علم و مهارت در کسب اطلاعات است و چنین علم و مهارتی به کمال نزد هیچ کسی نیست و پدیدآورندگان اقتصاد جز فرد فرد اعضای جامعه نیستند که بر اعمالشان قواعدی کلی حاکم است. لذا نباید تسلیم این وسوسه‌ی باطل شویم که به جای این نظم می‌توان نظمی دیگر نشاند مبتنی بر این فرض که همه‌ی آن اطلاعات را می‌توان در یک مغزمرکزی یا دسته‌ای از مغزهامتمرکز کرد «. لذا بر این توهم فاسد باید قلم کشید که می‌توان به جای مردم و به اندازه‌ی مردم فهمید و به شیوه‌هایی دور از چشم مردم بر مسند خبر و اطلاع نشست و دست تدبیر از آستین قدرت به در کرد و جامعه را سامان مطلوب و معین داد».

سروش حدود ۳۰۰ کلمه در این باره سخن گفته است، اما اگر دقت کنیم می‌بینیم که بسیاری از سخنان او به نحوی تکرار «ب۱» است. گفتاورد از فون می‌زز و هایک بیشتر نقش تزیینی دارد و می‌توان گفت چون عنصری سبکی مورد استفاده سروش قرار گرفته نه برای ارائه برهان. سطور آخر نیز به نحوی تکرار «ن» است.
برای سه دلیل «ب۱» تا «ب۳»، سروش حدود ۱۳۰۰ کلمه سخن‌پردازی کرده که اگر چه در یک چکیده نویسی دقیق‌تر برای بررسی استدلال او، شاید بتوان برخی از این سخنان را به ترتیبی در هیرارشی استدلال جای داد، اما با وجود این، تمام استدلال را می‌توان در ۲۰۰ تا ۳۰۰ واژه بازنویسی کرد.

گام ۳ - تنظیم استدلال
می‌توانیم استدلال را به صورت زیر تنظیم کنیم:
گزاره‌ای را که به عنوان نتیجه‌ی استدلال از گفتار استدلالی برگرفته و احتمالا آن را تصریح نیز کرده‌ایم، در آغاز استدلال می‌آوریم و آن را اگر لازم دیدیم با نشانه‌ای، برای نمونه «ن» مشخص می‌کنیم. سپس، برهان‌های اصلی استدلال را مشخص کرده و آن‌ها را چنانچه ضروری دیدیم، با نشانه و شماره از همدیگر تفکیک می‌کنیم، برای نمونه «ب۱»، «ب۲»، «ب۳» و... بهتر است پس از ثبت هر برهان اصلی برهان‌های فرعی را که برای اثبات آن برهان در گفتار استدلالی آمده، به ترتیب در زیر آن بیاوریم، برای نمونه «ب۱» «ب۱»، «ب۱» «ب۲» و...
در برخی استدلال‌ها ممکن است استدلال کننده، در سطوح مختلف، برخی برهان‌ها را که علیه نظر او آمده، برای پاسخگویی به آن‌ها نقل کند. در این صورت، این برهان‌های مخالف را، چنانچه لازم تشخیص دهیم، با نشانه و شماره از دیگر برهان‌ها جدا می‌کنیم، برای نمونه «ضب ۱»، «ضب ۲» و... («ضب ۱» یعنی ضد برهان نخست، یعنی برهانی که مخالف یا مخالفان به عنوان یک برهان اصلی بر ضد نتیجه‌ی استدلال آورده‌اند. «ب۱» «ضب۱» بنابراین یعنی برهان نخست به نفع ضد برهان نخست و «ضب۱» «ضب ۱» یعنی ضد برهان نخست ضد برهان نخست که در واقع پاسخ استدلال کننده است به برهان نخست مخالف.)
البته توجه باید کرد که در عمل ما شاید نیازی به نشانه و شماره گذاری نداشته باشیم و طبعا می‌توان از روش‌های دیگر نشانه و شماره گذاری بهره گرفت که ساده‌تر از طرح‌های پیشنهادی بالا نیز باشند. اما در هر حال موضوعی که اهمیت پایه‌ای دارد این است که مشخص شود کدام برهان متعلق به کدام گزاره است و ضدبرهانی معین متوجه کدام برهان است.
در استدلالی که توسط شخصی یا گروهی هم رای برای اثبات یک گزاره ارائه می‌شود، معمولا ضد برهان بسیار کمیاب است. اما در بحث و مناظره یعنی درمواردی که دو طرف یا بیشتردرباره‌ی موضوعی استدلال می‌کنند، به طبع ضد برهان‌های بسیاری خواهیم داشت. البته بررسی بحث و مناظره تفاوتی اساسی با بررسی استدلال یک سویه ندارد. بازموضوع مهم این است که برهان‌های اصلی و فرعی و ضدبرهان‌ها تفکیک شوند. در بررسی مناظره‌های دو طرفه، بهتر است، در موارد پیچیده، از چهار ستون استفاده شود. در دو ستون اصلی، استدلال دو طرف بحث و مناظره را می‌آوریم و در دو ستون دیگر، ضد برهان‌هایی را که هریک برای پاسخگویی به آن‌ها ذکر می‌کنند اما در استدلال اصلی طرف‌های مناظره وجود ندارد، ثبت می‌کنیم.
در مواردی که مناظره بیش از دو طرف دارد، تعداد ستون‌های سنجش استدلال بیشتر خواهد بود.
در بررسی بحث و مناظره، داوری در مورد هریک از دو گزاره‌ی اصلی که دو طرف به عنوان نتیجه‌ی استدلال خود بیان می‌کنند، برآمد بررسی هریک از استدلال‌ها و مقایسه آن‌ها بایکدیگر خواهد بود.

گام ۴ - بررسی استدلال
ما پیش‌تر به صورتی نسبتا مفصل به این موضوع پرداخته‌ایم. برای جمع بندی می‌توانیم بگوییم که بررسی استدلال چیزی نیست جز بررسی صدق برهان‌ها و ربط منطقی آن‌ها با نتیجه‌ی استدلال.
چنانکه گفته شده، در بسیاری موارد شاید داوری قطعی در باره برهان‌ها در چارچوب زمانی که برای تصمیم گیری در اختیار داریم، ممکن نباشد و بنابراین، نظر ما در باره صدق آن‌ها با درجاتی از تردید همراه خواهد بود.
همچنین در این زمینه یادآور شویم که ما در مواردی بسیار خود را توانا برای بررسی نظاممند و دقیق برهان‌ها نمی‌یابیم اما به نحوی مبهم بر اساس مجموعه دانش خود، به صورتی درون یاب، intuitive، به داوری در باره صدق آن‌ها می‌پردازیم.
صدق برهان‌ها به تنهایی کافی برای بررسی صدق نتیجه استدلال نیست بلکه برای اینکه این کار به ثمر برسد باید ربط منطقی آن‌ها با نتیجه استدلال نیز سنجیده شود. این کار چنانکه قبلا توضیح داده‌ایم، در واقع چیزی نیست جز بررسی صدق رابطه‌ی توجیه کننده‌ای که تصریحا یا تلویحا در استدلال وجود دارد.
فراموش نباید کردکه در استدلال سنجی، آنچه که باید در وهله اول مورد بررسی قرار گیرد برهان‌های اصلی استدلال است و نخست باید ربط منطقی آن‌ها با نتیجه استدلال سنجیده شود. اگر برهانی اصلی بی‌ربط ارزیابی شود، ضرورتی برای سنجش صدق آنکه از جمله متضمن رسیدگی به صدق ‌برهان‌های فرعی آن و رابطه‌های توجیه کننده‌ی مربوط به آن‌ها است، وجود نخواهد داشت. تنها پس از ارزیابی ربط منطقی برهان‌های اصلی با نتیجه‌ی استدلال است که ما، در صورت لزوم، به صدق آن‌ها رسیدگی خواهیم کرد. این امر البته در مورد برهان‌های فرعی نیز صادق است. فراموش نکنیم که آوردن برهان برای یک برهان اصلی یا فرعی به واقع استدلالی کوچک‌تر در درون استدلال اصلی است و از این رو مشمول‌‌ همان قواعدی است که در مورد استدلال به طور کلی گفته شد.

گام ۵ - داوری در باره نتیجه استدلال
در پی بررسی ربط منطقی برهان‌ها با نتیجه استدلال و نیز صدق آن‌ها، به داوری در باره نتیجه می‌رسیم. داوری ما ممکن است این باشد که نتیجه با برهان‌هایی که ارائه شده اثبات یا تا حدی محتمل شده است، برهان‌ها بی‌ربط هستند یا نتیجه‌ی استدلال پی آمد اشتباهی منطقی است. توجه باید داشت که نفی استدلال به معنای نفی نتیجه استدلال نیست. نفی گزاره‌ای که بیانگر نتیجه است خود نیازمند استدلالی مستقل است. نفی استدلال تنها بیانگر این است که برهان‌های ارائه شده نتیجه را اثبات نمی‌کند اما در باره‌ی صدق یا کذب گزاره‌ای که بیانگر نتیجه است داوری نمی‌کند. استدلال سنج حتی ممکن است در پی رد استدلال اقدام به اثبات نتیجه آن کند و خود استدلالی را ارائه دهد که از دید او اثبات کننده‌ی آن نتیجه است. همچنین ممکن است که او به اثبات کذب نتیجه استدلال مورد سنجش اقدام کند. چنین اقداماتی را می‌توانیم گام ششم یا نهایی استدلال سنجی نام بگذاریم.

پایان سخن
ساختار نسبتا پیچیده‌ی استدلال که ما طرحی از آن را در این نوشته ارائه دادیم و نیز اشاره به برخی نکات فلسفی و منطقی در باره‌ی آن، شاید استدلال و استدلال سنجی را بسیار دشوار‌تر از آنچه هست نشان دهد و به تردیدی اغراق آمیز در باره‌ی توانایی ما در اندیشه ورزی بیانجامد. اما باید تاکید کنیم که استدلال یکی از توانایی‌هایی است که انسان از کودکی با گسترش تجربیات خود به دست می‌آورد، کم وبیش مانند توانایی فهم و تکلم زبان. مشکل اصلی در بسیاری موارد برای داوری در باره‌ی گزاره‌هایی که با آن روبرو می‌شویم، نا‌کافی بودن دانسته‌های ما و برخی موانع روانی است نه نا‌آشنایی ما با سامان استدلال. اما به هرحال، طرح نظاممند روند استدلال واستدلال سنجی و بویژه فراگیری تصفیه و تنظیم گفتار استدلالی ابزاری کارآمد در جلوگیری از لغزش و خطا در موارد پیچیده است، می‌تواند از آسان گیری بازدارد و ممکن است از رد یا پذیرش نظرات ارائه شده بدون ژرف کاوی آن‌ها، پیش گیری کند. تصفیه و تنظیم استدلال‌های ارائه شده در عرصه‌های گوناگون سیاسی، اخلاقی، دینی، هنری و جز آن و بویژه ژرف نگری بر رابطه‌های توجیه کننده در این استدلال‌ها، در مواردی نه چندان اندک، نشان خواهد داد که آن‌ها به واقع استدلال نماهایی بیش نیستند، یعنی چهره‌ای استدلال گون دارند اما در واقع، گفتارهایی هستند تبلیغی برای پذیراندن نظری یا واداشتن به عملی.
نکته دیگری که در پایان این گفتار برآن تاکید می‌کنیم این است که تنظیم استدلال بر پایه‌ی طرح ارائه شده در این نوشته، نه تنها در استدلال سنجی بلکه در ارائه‌ی استدلال نیز بسیار کارآمد است. البته در همه‌ی موارد نمی‌توان استدلال را دقیقا در مطابقت با این طرح ارائه داد. در ارائه‌ی نظر و استدلال برای آن، طبعا باید توانایی مخاطبان، نکات ضروری برای فهماندن، جذاب کردن نوشته یا گفتار، جلوگیری از خستگی مخاطب و مانند آن مد نظر باشد اما به نظر نگارنده، گنجاندن استدلال در چارچوب تعدیل یافته‌ای از طرح پیش نهاده در این نوشته و نیز موجز نویسی و موجز گویی ومحدود کردن تزیین و آرایش سبکی، مخاطب را در دریافت گفتار استدلالی و ارزیابی اعتبار آن کامیاب‌تر خواهد کرد.
در پایان تاکید کنیم که طرح ارائه شده طبعا انتزاعی از شیوه‌ی برخورد ما با استدلال هاست. در عمل معمولا گام‌های استدلال سنجی به ترتیب ارائه شده برداشته نمی‌شوند بلکه غالبا در هم ادغام شده‌اند و ترتیب دقیقا تفکیک شده‌ای نشان نمی‌دهند.




برای خواندن بخش نخست این قسمت را کلیک کنید

برای خواندن بخش دوم: "اعتبار استدلال" این قسمت را کلیک کنید


Bookmark and Share