پژوهش در قلمرو تجربه
بخش چهارم و پایانی

طاهر صدیق


persiran.se | Fri, 29.07.2011, 8:00

image
در این بخش پایانی از گفتار پژوهش در قلمرو تجربه اشاره‌ای داریم به سه مرحله‌ی بعدی روند پژوهش و سپس می‌پردازیم به برخی اشتباهات در این عرصه و علت این اشتباهات.


یافته آوری و یافته اندوزی
پس از مرحله‌ی روش گزینی، کار عملی گردآوری داده‌ها و اطلاعات بر طبق برنامه‌ای که در مرحله‌ی روش گزینی تدوین شده، انجام می‌گیرد. مهم‌ترین موضوعی که در این باره باید مد نظر باشد، البته اجرای دقیق برنامه‌ی گردآوری داده‌ها و اطلاعات است که از دیدگاه مقدار، نمونگی و قابلیت اعتماد کمبود نداشته باشند. گردآوری یافته‌ها البته لزوما به معنای گردآوری داده‌های دست اول از طریق مشاهده و آزمایش و پرسش مستقیم نیست. چه بسا که اطلاعات مورد نیاز پیشتربرای نمونه از سوی مراکز آمار واطلاعات برای هدف‌های دیگر گردآوری شده و تنها برگرفتن آن‌ها از منابع موجود ضروری باشد.
در هر حال، اطلاعات از راه مطالعه، شنیدن گفته‌ها، مشاهده، آزمایش و پرسش به دست می‌آید و هریک از این کار‌ها خود رعایت شیوه‌هایی را لازم می‌دارد که احتمال خطا را کاهش دهند.

یافته پردازی
یافته‌پردازی تنظیم و تدوین و طبقه بندی یافته‌ها، مقایسه و انجام عملیات استدلالی و ریاضی است که برنامه‌ی آن به واقع در مرحله روش گزینی تعیین شده و یا به هر حال تلویحا مورد نظر بوده است.

نتیجه گیری
نتیجه گیری بازده مستقیم داده‌پردازی است که به شیوه‌ای صریح بیان می‌شود و در واقع چیزی نیست جز پاسخ به مسئله یا مسایل مورد پژوهش. قطعیت این پاسخ‌ها طبعا وابسته به تمام اقدامات انجام گرفته در روند پژوهش است.
ممکن است در پایان کار معلوم شود که اشتباهاتی در روند پژوهش رخ داده، روش گزینی به دقت انجام نگرفته، برخی داده‌های ضروری کمبودهایی داشته و... این سرنوشت هر پژوهشی است و از آن باکی نیست، چرا که روند پژوهش ضامن یافتن پاسخ‌های قطعی و کامل نیست اما همواره می‌تواند دانش افزا باشد و راه را برای پژوهش‌های بعدی هموار‌تر سازد.

اشتباه در روند پژوهش
در این نوشته کوشیدیم تا تصویری طرح گونه از روند پژوهش در قلمرو تجربه را ارائه کنیم و در بحث مرحله‌های گوناگون این روند به اشتباهاتی که ممکن است روی دهد اشاراتی داشتیم. در اینجا جمع بندی کوتاهی داریم از نوع اشتباهاتی که در روند پژوهش روی می‌دهد. منظور در اینجا البته کژ روی‌هایی که به علت کم مایگی و باورهای نادرست روی می‌دهد نیست که البته در رسیدن به دانش واقعی ضرورت دارند، بلکه کمبودهایی است که پی آمد کم دقتی، شتابزدگی و عوامل پیرامونی موثر در کار پژوهش است و همچنین امکانات ناکافی و وقت کم که مانع سنجشگری و بحث و نقد شایسته می‌شود.
شتاب یکی از ویژگی‌های انسان است که به شدت علاقه دارد مسایل را هرچه زود‌تر بگشاید. این خصلت انسانی پی آمدهای مثبت و منفی دارد. مثبت از این نظر که جلو تنبلی و خمودگی او را می‌گیرد و منفی از این نظر که دید انتقادی و سنجش‌گرانه‌ی او را کاهش می‌دهد. شتاب در تعمیم و شتاب در پذیرش یک علت برای معلولی که ممکن است علت‌های گوناگونی داشته باشد، نمونه‌هایی از این پدیده هستند. اما انسان‌‌ همان اندازه که در امر اکتشاف پدیده‌ها و حل مسایل سخت عجول است، در‌‌ رها کردن پذیرفته‌های خود نیز سخت محافظه کار است. این محافظه کاری نیز پی آمدهای مثبت و منفی دارد. مثبت از این نظر که او را از چنگ تردید و تلون ویرانگر می‌رهاند و منفی از این نظر که ممکن است او را دچار تحجر کند و راه کشف پدیده‌های طبیعت و جامعه را به رویش ببندد. بسیاری از آنچه که ما اشتباه می‌نامیم تا حدودی پی آمد این خصایل انسانی است.
پذیرفته‌ها به نوبه خود مبنای طرز زندگی، مناسبات اجتماعی و خانوادگی و جز آن هستند و بنابراین با بسیاری از منافع انسان پیوند دارند. تغییر باور‌ها می‌تواند به دگرگونی‌های ویرانگر بیانجامد. از این رو چسبیدن به پذیرفته‌ها پدیده‌ای تفننی نیست که بتوان به آسانی از شر آن‌‌ رها شد. از جمله به این علت است که انسان تلاش می‌کند چشم خود را بر واقعیات ببندد، آروزهای خود را به جای واقعیت بگذارد، واقعیاتی را که با خواسته‌هایش همخوان نیست زیر ذره بین تردید و بدگمانی بیش از اندازه قرار دهد، بهانه جویی کند یا راهی دیگر برای فرار از پذیرش این واقعیت‌ها بیاید. برعکس داده‌هایی نا‌چیز را که در تایید خواسته‌هایش از واقعیت می‌یابد به عنوان برهانی قاطع بپذیرد. هم از این روست که بویژه در علوم اجتماعی و انسانی و در عرصه‌ی باورهای دینی تلاشی سخت برای نگهداشت پذیرفته‌ها می‌بینیم. نگاهی گذرا به این عرصه‌ها نشان خواهد داد که چگونه عواطف و منافع مانع دستیابی به حقیقت می‌شود و بازیگران و اندیشه مندان گوناگون چگونه واقعیات را نه همواره از روی عمد بلکه در زیر فشار مکانیسم روانی نگهداشت پذیرفته‌ها انکار می‌کنند و خواسته‌های خود را از واقعیت، یعنی دنیائی وهمی را، جایگزین حقیقت می‌سازند.
برای جلوگیری از اشتباه یا کاهش آن، انسان باید به یک خود‌شناسی کافی دست یابد. کسانی به آن دست یافته‌اند و کسانی دیگر نه. با زور نیز نمی‌توان این خود‌شناسی را به وجود آورد. پرورش انسان سنجشگر طبعا باید از دوران کودکی در محیطی دموکراتیک آغاز شود، انسانی که خود را بشناسد و برای از میان برداشتن موانعی که در راه حقیقت یابی و شناخت واقعیت در ذهن او و هر انسان دیگری وجود دارد، آمادگی ضروری را داشته باشد.
در آغاز پژوهش، چنانکه گفتیم، تعریف و تصریح مفاهیم و مسایل مطرح شده ضرورت دارد و بدون این کار پژوهش پیش نمی‌رود. اشتباهی که معمولا در این مرحله پیش می‌آید پذیرش تعریف‌ها و تصریح‌های نا‌مناسب است. پژوهنده باید بر این موضوع آگاهی داشته باشد که واژه‌ها ممکن است تعریف‌های گوناگون داشته باشند و بنابراین تلاش کند تا این تعاریف را پیش چشم آورد و از میان آن‌ها تعریف مناسب را انتخاب کند. پذیرفتن نخستین تعبیر از مسئله به عنوان تصریح مناسب آن برای پژوهش نشانگر این است که پژوهشگر به گوناگونی تعابیر مفاهیم و اهمیت آن بی‌توجه بوده است.
در مرحله بعدی ما ممکن است گرفتاراشتباه بزرگتری بشویم، اشتباه در پذیرش تعریف یا تصریح کارکنشی مفاهیم و مسایل.
در روش یابی و روش گزینی، اشتباه ما می‌تواند در پذیرش راه حلی نا‌مناسب باشد و در گردآوری داده‌ها برای حل مسئله نیز اشتباه عبارت خواهد بود از گردآوری داده‌های غیر ضروری، داده‌های نامعتبر، داده‌های نادقیق و نیز اشتباه در نمونه گیری و تعیین مقدار لازم داده‌ها.
در امر یافته‌پردازی و نتیجه گیری اشتباهات مربوط است به تنظیم و تدوین داده‌ها و نیز اشتباه در استدلال که برای جلوگیری از آن باز به نقش بازبینی و دید سنجشگرانه و بردباری و شتاب گریزی تاکید می‌کنیم.
در فراگیری شیوه‌های پژوهش، ما مقدار زیادی دانسته‌های فنی می‌آموزیم مانند روش‌های گوناگون آماری، کاربرد مدل‌ها واحکام ریاضی، روش‌های داده‌پردازی کامپیوتری و جز آن که البته کار پژوهش بدون آن‌ها پیش نمی‌رود. اما به این نکته نیز باید بیاندیشیم که ایستار سنجشگرانه و در‌‌ همان حال بردبارانه و شتابگریزانه از مهم‌ترین عوامل کامیابی در کار پژوهش است و بدون آن پیروزی در گشودن ناگشوده‌های طبیعی و اجتماعی فراچنگ نمی‌آید.




پژوهش در قلمرو تجربه (بخش نخست)

پژوهش در قلمرو تجربه - بخش دوم/ مسئله یابی و مسئله گزینی

پژوهش در قلمرو تجربه - بخش سوم: روش یابی و روش گزینی


Bookmark and Share