یادداشت کوتاهی در باره‌ی نقد شعر

مریم شیوا


persiran.se | Wed, 20.07.2011, 22:21


هسته‌ی بنیادی نقد شعر یا مطالعه‌ی منتقدانه‌ی شعر عبارت است از بازشناسی تم یا موضوع آن و باورهایی که شاعر درشعر خود بیان می‌کند. و نیز، نگریستن به ویژگی‌های سبکی شعر و سپس ارزیابی یافته‌های خود بر پایه‌ی سنجه‌های تدوین‌شده یا تدوین نشده.
شعر مجموعه‌ای از واژه‌هاست و واژه‌ها دارای معنا هستند. بنابراین، شعر بیان حقیقتی، عاطفه‌ای، فرمانی یا پرسشی است. شعر، همچنین، از شماری واژه ساخته شده که از دیدگاه موسیقایی با هم پیوندهائی معین دارند و مفهوم‌های درون آن نیز با هم خویشاوندی، بیگانگی، همسانی و ناهمسانی‌هایی معین دارند. از این دیدگاه نقد شعر بر سه گونه معیار استوار است:
- معیار اخلاق (اتیک). چه چیزی نیک است، چه چیزی بد است. چه کرداری درست است، چه کرداری نادرست است.
- معیار زیباشناسی (استتیک). چه چیزی زیباست، چه چیزی زشت است.
- معیار علم. چه سخنی مطابق با واقعیت است، چه سخنی مطابق با واقعیت نیست. چه گفته‌ای منطقی است، چه گفته‌ای منطقی نیست.
با در نظر داشتن اینکه شعر تاثیرهائی بر مخاطب خود دارد، این پرسش نیز مطرح است که میزان کارآیی آن در این تاثیرگذاری چیست. یعنی یکی دیگر ار معیارهای بنیادی نقد شعر معیار کارآیی است.
روشن است که بررسی درون‌مایه‌ی شعردر رابطه با واقعیت و با اخلاق برپایه‌ی معیارهایی است که از رشته های زبانی و هنری گرفته نشده‌اند. بررسی زیباشناسیک و بررسی کارآیی شعر، هم ریشه در در درون رشته های زبانی و هنری و هم در بیرون آن دارد. ناهمرایی در مورد شعری معین تنها امری درون- رشته‌ای نیست . از میان برداشتن ناهمرایی نیز- اگر شدنی باشد- در بسیاری موارد با یافته‌های جامعه‌شناسی، سیاست‌شناسی، طبیعت‌شناسی و ... شدنی تواند بود.
ما در باره‌ی اینکه گفته‌ای با واقعیت مطابق است یا نیست، ممکن است به همرایی برسیم یا نرسیم. در مورد اینکه پدیده‌ای نیک است یا بد است، ممکن است به همرایی برسیم یا نرسیم. و در باره‌ی کارآیی ابزاری نیز ممکن است به همرایی برسیم یا نرسیم. درباره‌ی شعر نیز که در بر دارنده‌ی همه‌ی این جنبه‌هاست، چنین است. اما باید توجه داشت که برخی رابطه‌ها، برای نمونه کارآیی شعر در رسیدن به مقصدی، مسئله‌ای علمی است و حل آن نیز برپایه‌ی پژوهش علمی می‌تواند دست‌یافتنی باشد، در صورتیکه به عنوان مثال، خوش‌آیند بودن آن شعر نمی‌تواند مورد داوری علمی قرار گیرد. و شاید بتوان گفت که همرایی در مواردی مانند کارآیی، بسیار آسانتر از رسیدن به همرایی در مواردی مانند خوش آیندی و زیبائی است.
زیبائی و خوش‌آیندی معنای عینی ندارند. این مفاهیم تنها بیانگر حالتی عاطفی هستند، رابطه‌ای عاطفی میان انسان و جهان پیرامونش. این گفته البته به معنای امکان ناپذیر بودن همرایی میان گروهی از انسان‌ها در باره‌ی زیبائی یا خوش‌آیندی پدیده‌ای نیست، به این معنا که انسان‌ها یا گروهی از آنان ممکن است همگی از چیزی خوششان بیاید و آن را "زیبا" بدانند. لیکن چنین توافقی همانند توافق در باره‌ی " حقیقت" نیست، زیرا مفهوم حقیقت اشاره به استقلالی، استقلال از انسان، در پدیده‌ی مورد نظر دارد که مفهوم زیبائی ندارد.
نقد شعر هم جنبه‌های اخلاقی، هم حنبه‌های مربوط به واقعیت و هم جنبه‌های زیباشناسی آن را در بر می‌گیرد. هم محتوای شعر را و هم شکل (فرم) شعر را، یعنی تقارن و تشابه و تعارض معنوی و رابطه‌ی موسیقائی میان آواها یا مجموعه ای از آواها را. در مورد محتوا، پرسش این است که شعر چه می‌گوید: چه واقعیتی را بیان می‌کند، چه عاطفه‌ای را ابراز می‌کند، چه فرمانی می‌دهد و چه پرسشی را پیش رو می‌نهد. در مورد شکل، پرسش این است که کدام عناصر سبکی در شعر حضور دارند و این عناصر سبکی، واقعیت را در دریافت‌کنندگان معین، با چه اندازه از کارآیی محسوس و مفهوم می‌کنند، عاطفه‌هائی معین را چگونه و با چه شدتی بر می انگیزند و نیرومندی آنها در برانگیختن به انجام کاری یا پذیرش نظری چه اندازه است. گام سپسین، ارزیابی و نتیجه‌گیری از این یافته‌هاست در پیوند با آنچه که نقد کننده برای دریافت کنندگانی معین با اهمیت می‌داند.
البته نقد کننده در نقدش ممکن است به بیان عواطف خود نیز بپردازد. این کار به خودی خود ایرادی ندارد. لیکن بیان واکنش‌های عاطفی خودی را نمی‌توان نقد به شمارآورد. و متاسفانه بسیاری از به‌اصطلاح نقدها عمدتا بیان عواطف نقد کننده است، بدون بررسی موشکافانه‌ی محتوا و شکل شعر، گرچه چهره‌ی گفتاری علمی در باره‌ی شعر به عنوان پدیده‌ای جدا از نقد کننده را دارد.


Bookmark and Share