استدلال‌سنجی
بخش دوم: اعتبار استدلال

طاهر صدیق


persiran.se | Sun, 29.05.2011, 9:54

يكشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۰

در این بخش از نوشته ما اشاره‌هایی به بخش نخست داریم و بنابراین توصیه می‌کنیم که خوانندگان، پیش از مطالعه‌ی این بخش، ‌ بخش نخست را مرور کنند.
برای خواندن بخش نخست این قسمت را کلیک کنید
پیش از پرداختن به بررسی اعتبار استدلال خاطرنشان کنیم که ما گزاره‌های گوناگون را نه تنها کاملاً درست (صادق) یا کاملاً نادرست (کاذب) ارزیابی می‌کنیم، بلکه ارزیابی ما ممکن است در برگیرنده درجه معینی از اطمینان یا تردید باشد. به سخنی دیگر، این گزاره‌ها را ممکن است با درجه احتمال معینی صادق یا کاذب بدانیم. بنابراین بررسی استدلال یک بررسی کاملاً مبتنی بر منطق قیاس، deductiv، که قواعد آن تنها بر صدق یا کذب کامل گزاره‌ها استوار باشد نیست بلکه بررسی‌ای است همچنین استوار بر شناخت استقرایی، inductiv، و نوعی محاسبه احتمال صدق یا کذب گزاره‌ها.
استدلال معتبر را معمولاً چنین تعریف می‌کنند: استدلالی که ۱- برهانهای ارائه شده در آن صادق باشند و ۲- برهان‌های ارائه شده در آن با نتیجه استدلال ربط منطقی داشته باشند، relevance اگر به مثال «دلار و بنزین» برگردیم می‌توانیم بگوییم که این استدلال هنگامی معتبر ارزیابی می‌شود که ۱- گزاره «بهای دلار امروز افزایش یافته است» صادق باشد یا به عبارت دیگر بهای دلار واقعا افزایش یافته باشد و ۲- افزایش بهای دلار با افزایش بهای بنزین ربط منطقی داشته باشد که فقط در صورتی ممکن است که رابطه استلزامی «اگر بهای دلار افزایش یابد، بهای بنزین نیز یک روز بعد افزایش خواهد یافت» گزاره‌ای صادق شناخته شود. بنابراین، در هر استدلالی که مورد داوری یا سنجش ماست باید این دو نکته یعنی ربط منطقی یاد شده و صدق برهان‌ها را مورد بررسی قرار دهیم.

اگر رابطه توجیه کننده را کاذب ارزیابی کنیم، دلیل ارائه شده بی‌ربط ارزیابی خواهد شد. اگر رابطه توجیه کننده را به عنوان گزاره‌ای صادق بپذیریم، استدلال را از نظر منطقی بی‌عیب خواهیم شناخت اما این بدان معنا نیست که نتیجه را به عنوان گزاره‌ای صادق بپذیریم. برای صادق شناختن نتیجه، ضروری است که علاوه بر رابطه توجیه کننده، صدق گزاره‌هایی نیز که به عنوان برهان ارائه شده‌اند پذیرفته شود. در این صورت، ناچار نتیجه را نیز به عنوان گزاره‌ای صادق خواهیم پذیرفت.
اکنون فرض کنیم که صدق رابطه توجیه کننده یا صدق برهان‌ها را نپذیریم. آیا می‌توانیم نتیجه را کاذب بدانیم؟ پاسخ منفی است. صدق رابطه توجیه کننده و برهان‌های ارائه شده، پذیرش نتیجه را الزامی می‌کند اما کذب آن‌ها ضرورتاً به معنای کذب نتیجه نیست. این موضوع چندان پیچیده نیست و ما در عمل در بسیاری موارد این اشتباه را مرتکب نمی‌شویم که بر پایه کذب مقدمات استدلالی بر کذب نتیجه آن حکم کنیم. اما برای روشن‌تر شدن موضوع به مثال «دلار و بنزین» باری دیگر نگاهی می‌اندازیم.

اگر بپذیرید که افزایش بهای دلار، یک روز بعد به افزایش بهای بنزین می‌انجامد و نیز بپذیرید که بهای دلار افزایش یافته است، ناگزیر باید بپذیرید که بهای بنزین فردا افزایش خواهد یافت. اما اگر صدق رابطه میان افزایش بهای دلار و بنزین یا صدق افزایش ارزش دلار را نپذیرید، نمی‌توانید ضرورتاً نتیجه گیری کنید که که بهای بنزین فردا افزایش نخواهد یافت، چرا که برای نمونه بهای بنزین می‌تواند در پی افزایش مالیات بر سوخت نیز افزایش یابد. برای اینکه بتوانید گزاره‌ی «فردا بهای بنزین افزایش خواهد یافت» را تکذیب کنید، ضروری است تمامی عواملی را که تغییر آن‌ها شرط کافی برای افزایش بهای بنزین در یک روز بعد است، تغییر نایافته بدانید یا فرض کنید و یا دستکم یک شرط لازم را نا‌محقق ارزیابی کنید.
اما اعتبار یا بی‌اعتباری استدلال موضوعی است پیچیده‌تر از آنچه که در بالا گفته شد. چنانکه اشاره کردیم بررسی استدلال تنها بر اساس منطق قیاس نیست که تنها با به اصطلاح محاسبه صدق و کذب کامل به این داوری برسد که نتیجه صادق است و یا نتیجه می‌تواند صادق یا کاذب باشد یعنی نمی‌توان در باره صدق و کذب آن داوری کرد، بلکه در بررسی استدلال، ما معمولاً احتمال صدق برهان‌ها و گزاره‌های توجیه کننده را در نظر می‌گیریم و حتا در مواردی، با وجود اینکه نمی‌توانیم در باره صدق برخی گزاره‌های استدلال داوری کنیم، باز در باره نتیجه استدلال داوری می‌کنیم که البته این داوری با درجه‌ای از احتمال همراه است.
بررسی کننده‌ی استدلالی معین دارای دانش و شناخت معینی در باره گزاره‌های آن استدلال، چه نتیجه و چه برهان یا رابطه‌های توجیه کننده آن است. او هنگامی که در برابر استدلال قرار می‌گیرد ممکن است در مورد نتیجه استدلال ایستار یا مواضع زیر را داشته باشد:
- هیچ داوری در باره صدق و کذب آن نداشته باشد.
- صدق آن را پذیرفته باشد.
- آن را کاذب بداند.
- درجه معینی از احتمال برای صدق آن قائل باشد.
در هریک از این موارد نیز وی ممکن است یکی از دو حالت زیر را داشته باشد:
- ایستارش متکی بر دلیل باشد.
- ایستارش متکی بر دلیل نباشد.

بنابراین ما در مجموع هشت حالت را می‌توانیم در این زمینه تصور کنیم.
حال، بررسی استدلال می‌تواند به پی آمد‌های زیر بیانجامد:
- هیچ تغییری در ایستار بررسی کننده رخ ندهد
- تغییر معینی رخ دهد، یعنی نظرش از صدق به کذب یا برعکس تغییر یابد و یا درجه اطمینانش دگرگون شود.

بررسی کننده معمولاً هنگامی ایستار خود را حفظ خواهد کرد که رابطه توجیه کننده میان برهان‌ها و نتیجه را به هیچ وجه یعنی حتا با درجه معینی از احتمال نپذیرد. در این صورت چون برهان را بی‌ربط خواهد دانست، دلیلی برای تغییر ایستار نخواهد داشت. در موارد دیگر ممکن است ایستار وی دگرگون شود.
همین گونه است گزاره‌های دیگر استدلال یعنی برهان‌های اصلی و فرعی و روابط توجیه کننده‌ای که در هیرارشی استدلال وجود دارند.

تغییر ایستار استدلال سنج پی آمدی است از داوری پیشین او در مورد گزاره‌های استدلال و تغییری که پس از بررسی استدلال در داوری او در باره این گزاره‌ها روی می‌دهد.
نکته دیگری را نیز یادآورشویم: نتیجه استدلال وابسته مستقیم برهان‌های اصلی است و طبعا در وهله نخست باید استدلال سنجی را با داوری در باره آن‌ها آغاز کرد و پس از آن، چنانچه ضروری باشد، به بررسی برهان‌های فرعی پرداخت. در عمل نیز معمولاً چنین است، چرا که ما همواره با کمبود وقت و ضرورت تصمیم گیری سریع روبرو هستیم و از این رو نمی‌توانیم همه گفته‌های استدلال کننده را مورد بررسی قرار دهیم، و در بسیاری موارد نیز چنین بررسی‌ای غیرضروری است. به این موضوع در بخش گام‌های بررسی استدلال در این نوشته دو باره اشاره‌هایی خواهیم داشت.

در استدلال ممکن است و البته در بحث و مناظره حتمی است که دلایلی بر له یا علیه گزاره‌ای ارائه شود. هریک از این برهان‌ها ممکن است احتمال صدق نتیجه را افزایش یا کاهش دهد. در چنین حالتی واضح است که داوری در باره نتیجه استدلال تابعی خواهد بود از این گزاره‌های گوناگون و شاید بتوان گفت جمع و تفریق احتمال گزاره‌هاست که سرانجام درجه معینی از احتمال به نتیجه استدلال می‌بخشد.
در استدلال‌های هنجارگزار، پذیرش یا رد نتیجه استدلال، نه تنها به درجه احتمال گزاره‌های واقع گزار آن استدلال وابسته است بلکه همچنین مربوط است به ارزش‌های استدلال کننده و استدلال سنج. برای نمونه دراستدلالی برای اقدام به یک عمل، ما معمولاً پی آمدهای خوب و بد آن عمل را در نظر می‌گیریم. بیان هر پی آمد خوب، در واقع برهانی است برای درستی نتیجه و بیان هر پی آمد بد برهانی است برای نادرستی آن. ارزیابی و مقایسه این پی آمدهای خوب و بد است که سرانجام، ما را به پذیرش یا رد آن عمل وامی‌دارد و ارزش‌گذاری این پی‌آمدهای مثبت و منفی نیز ممکن است برای استدلال کننده و استدلال سنج همسان یا ناهمسان باشد.
چنانکه پیش‌تر گفته شد، ما در بسیاری از استدلال‌ها نه با درستی یا نادرستی کامل گزاره‌ها بلکه با درجه معینی از احتمال صدق آن‌ها روبرو هستیم. اینگونه استدلال‌ها در امور قضایی بسیار متداول‌اند. برای نمونه دادستانی که محکومیت متهم به قتلی را می‌خواهد ممکن است چنین استدلال کند که متهم انگیزه برای این قتل داشته، اثر انگشت او روی آلت جرم بوده و در روز قتل در نزدیکی اقامتگاه مقتول دیده شده است. بنابراین وی مطابق طرحی که ارائه دادیم، چنین استدلال می‌کند:

«ن»: متهم قاتل مقتول است.
«ب۱»: متهم انگیزه برای قتل مقتول داشته است.
«ب۲»: اثر انگشت متهم بر روی آلت جرم بوده است.
«ب۳»: متهم در روز قتل در نزدیکی اقامتگاه مقتول دیده شده است.

برای اینکه دادرس این استدلال را بپذیرد باید این رابطه را قبلا پذیرفته باشد:

«اگر متهم به قتلی انگیزه برای آن قتل داشته باشد، اثر انگشت او بر روی آلت جرم باشد و نیز متهم در روز قتل در نزدیکی اقامتگاه مقتول دیده شده باشد، این متهم قاتل مقتول مورد نظر است». اما واضح است که هیچ شخص آشنا با این مسایل این رابطه را کاملاً پذیرفتنی نخواهد دانست یعنی برهان‌های پیش نهاده را برای محکوم کردن متهم کافی ارزیابی نخواهد کرد و از این رو می‌تواند استدلال را معیوب بداند. اما از سوی دیگر این نیز واضح است که هیچکس این دلایل را نامربوط نخواهد دانست و بنابراین، البته با پذیرش آن‌ها چون گزاره‌هایی صادق یا بسیار محتمل، ممکن است قاتل بودن متهم محتمل ارزیابی شود. این هم آشکار است که افراد گوناگون بر پایه تجربه‌های گوناگونی که در این زمینه دارند، به درجات گوناگون قاتل بودن متهم را محتمل خواهند شناخت.

همچنین با ارائه برهان‌های دیگر بر له یا علیه ادعای دادستان، درجه احتمال تغییر خواهد یافت. برای نمونه، این برهان دادستان که هفته پیش از رویداد، متهم مقتول را تهدید به قتل کرده، احتمال قاتل بودن او را تقویت خواهد کرد و این برهان دادستان که دو نفر، دقایقی چند پیش از قتل، متهم را در چند قدمی او دیده‌اند بدون اینکه قتل او به دست قاتل را مشاهده کرده باشند، تقریباً قاتل بودن او را ثابت خواهد کرد. اما از طرف دیگر، مثلا این برهان که در هنگام وقوع قتل، متهم در شهری دیگر بوده، احتمال قاتل بودن او را به کلی از میان خواهد برد.

در بسیاری موارد بررسی اعتبار یا بی‌اعتباری استدلال نیازمند پژوهش است. به این معنا که چون در باره درستی همه یا برخی از گزاره‌ها ممکن است داوری انجام پذیر نباشد یا برای تصمیم گیری، درجه احتمال درستی آن‌ها رضایت بخش ارزیابی نشود، بررسی کننده شاید به پژوهش در باره آن‌ها بپردازد تا احتمال به یقین و قطعیت تبدیل شود یا به یقین و قطعیت نزدیک‌تر شود.

برای خواندن بخش نخست "استدلال‌سنجی" این قسمت را کلیک کنید


Bookmark and Share