استثنایی در شکار گوزن شمالی

هانس فورشمن
برگردان منوچهر اردلان


persiran.se | Sun, 16.10.2011, 11:33

بهزاد منوچهری استثنایی است برقاعده! او هم خارجی است و هم شکارچی گوزن. او به روزنامه «وستربُتنس فولک بلاد» چاپ اومئو می‌گوید:
- سال‌ها طول کشید تا همه چیز را یاد بگیرم و هنوز هم بعضی چیز‌ها مانده که یاد بگیرم.
بهزاد منوچهری از اهالی شمال ایران است که در سال ۱۹۹۰ به سوئد آمد. سه سال بعد، در سال ۱۹۹۳، برای نخستین بار همراه تیم شکار «نورلندس ترسکس» به شکار گوزن شمالی رفت. در پاسخ به این پرسش روزنامه که چطور شد شکارچی گوزن شمالی شدی می‌گوید:
- من اصولا آدمی هستم که به کوه و جنگل و طبیعت علاقه دارم. این علاقه پیش از آمدن به سوئد در من بود. با شکار هم کمی آشنایی داشتم اما نه زیاد.
یکی از عوامل کلیدی در شکارچی شدن بهزاد آشنایی او با یک دختر سوئدی بود که بعد کارشان به ازدواج کشید.
- پدر همسرم می‌خواست که من پروانه شکار بگیرم و من‌هم همین کار را کردم.
بهزاد اول می‌خواست که پروانه شکار برای حیوانات کوچک بگیرد اما مربی شکار، او را متقاعد کرد که برای حیوانات بزرگ مانند خرس و گوزن شمالی تقاضای پروانه شکار بدهد.
- خوب یادم می‌آید که مربی شکارم گفت: اگر پروانه شکار برای حیوانات بزرگ نگیری، جواب پدر همسرت را چه خواهی داد؟ خلاصه اینکه موضوع کمی حساس بود.
وقتی که بهزاد اولین گوزن خود را شکار کرد پاداش زحمت‌هایش را گرفت و از آن زمان دیگر شکار بصورت سرگرمی اصلی او درآمد.
- حالا هیچ فرصتی را برای شکار گوزن از دست نمی‌دهم. گذشته از این پسرم هم که ۱۸ سالش شده به شکار علاقه نشان می‌دهد. او واقعا عاشق شکار شده است
بهزاد منوچهری با بسیاری از هموطن‌هایش که به شکار علاقه‌مندند در ارتباط است. به تعدادی از آنان در این راه کمک کرده است اما تعدادی هم نتوانستند که تمام مسیر را تا پایان طی کنند.
- راهنمای من در شکار پدر همسرم بود. وگرنه موضوع ساده‌ای نیست، آدم نمی‌داند که از کجا باید شروع کند و موانع زیادی در سر راه قرار دارد.
- چه موانعی؟
- بیشتر منظورم کارهای عملی است مثل امتحان ویژه‌ای که باید از عهده‌اش برآمد و یا گرفتن پروانه اسلحه. اما بزرگ‌ترین مشکل وارد شدن به یک تیم شکار است. برای اینکه داشتن ارتباط، شرط اصلی است. برای ورود به یک تیم شکار، این کار ساده‌ای نیست اگر نامتان محمد باشد و پیش از این مثلا پیتزاپز بوده‌اید. برای اینکه بتوان شکار کرد، خیلی از اوقات بایستی مالک زمین بود، اما می‌توان زمین اجاره کرد. اما «محمد» روحش هم خبر ندارد که چگونه این‌ کار را باید انجام داد.
به عقیده بهزاد منوچهری می‌توان کار را برای شکارچیان خارجی تبار آسان کرد؛ به این ترتیب که اتحادیه شکارچیان از تمامی گروه‌های شکار بخواهد که بطور آزمایشی از شکارچیان خارجی تبار دعوت به همکاری کند.
- خیلی چیز‌ها این وسط معلوم می‌شود مثل سازگاری فرد با گروه و ارتباط میان این دو. بدیهی است که «علی» و «یوران» را نمی‌توان بدون روشن بودن این مسایل در وسط جنگل به امان خدا‌‌ رها کرد. خیلی‌ها می‌گویند که باید کاری کرد، تعداد زیادی از شکارچیان در حال کنار رفتن‌اند و نسل تازه‌ای باید جای آنان را بگیرد اما مشکل اینجاست که کاری صورت نمی‌گیرد.
- وضع در تیم شما چگونه است؟
- ما دست به جوان گرایی زده‌ایم. بزرگسال‌ترین ما ۷۰ ساله است و جوان‌ترین ما ۱۸ ساله. این تنوع سنی بسیار خوبست.
بهزاد منوچهری امروزه یکی از ۱۲۰۰۰ شکارچی در استان وستربُتن است که در کمینگاه خود به انتظار شکار گوزن شمالی می‌نشینند. او از ما می‌خواهد سلام گرم او را به پدر همسرش، راگنار لوندگرن، برسانیم که این روز‌ها ۹۱ ساله شد. بهزاد می‌گوید
- من مدیون او هستم.

(c) کپی رایت ۲۰۱۱، وستربُتنس فولک بلاد. این گزارش با اجازه کتبی روزنامه وستربُتنس فولک بلاد، صندوق پستی ۳۱۶۴، اومئو، کد پستی ۹۰۳۰۴ ترجمه و انتشار یافته است. برای دیدن متن اصلی این گزارش اینجا را کلیک کنید


Bookmark and Share