نامداران تاریخ سوئد/ ٥ – ملکه کریستینا

تیرداد ارشانی


persiran.se | Fri, 22.06.2012, 21:15

ملکه کریستینا "یکتا" شهریار زن در تاریخ سوئد

حدود ۵٠٠ چهره‌ی تاریخی در سوئد نقش تعیین کننده‌ای در دگرگونی‌های سیاسی – اجتماعی – فرهنگی دراین کشور داشته‌اند. در این رشته گفتار‌ها در پرس ایران، ما به کوتاهی به شناساندن شماری از مهم‌ترین این چهره‌ها می‌پردازیم

کریستینا فرزند پادشاه سوئد گوستاو دوم آدولف که در سال ١٦٣٢ در نبردی از نبردهای جنگ‌های سی ساله در اروپا، کشته شد، هنگام مرگ پدر شش ساله بود. پدرش او را جانشین خود کرده بود و بنابراین، اودر شش سالگی پادشاه سوئد شد. البته حکومت سوئد تا زمانی‌که او به سن "قانونی" یعنی ١٨ سالگی رسید در دست یک شورای حکومتی بود، هرچند که وی پیش از ١٨ سالگی نیز از نفوذی چشمگیر در امور حکومتی برخوردار بود و برای نمونه در نشست‌های شورای حکومتی شرکت می‌کرد.

اگر از حکومت ملکه مارگریتا بر سه کشور دانمارک، سوئد و نروژ در پایان سده‌ی چهاردهم و آغاز سده ی پانزدهم و نیز از حکومت کوتاه مدت - کمتر از دوسال - ملکه اولریکا النورا در اوایل سده‌ی هیجدهم، چشم‌پوشی کنیم، می توانیم کریستینا را تنها شهریار زن یا زن- پادشاه سوئد در تاریخ این کشور بدانیم. دیگرملکه‌های سوئد فرمانروا نبوده‌اند، شهبانو بوده‌اند ، اختیارات حکومتی نداشته‌اند و مقام‌شان تشریفاتی بوده است، هرچند که در عمل، هنگام سفر شاه سوئد به خارج از کشور که عمدتا برای شرکت در جنگ‌ها بود، شهبانو بصورت غیررسمی بخشی از وظایف پادشاه را بر عهده می‌گرفت.

در مورد کریستینا اما این گفته صدق نمی‌کند. او از هنگام تولد، جانشین پدرش گوستاو دوم آدولف شناخته می‌شد. از همین رو آموزش این تنها شهریا زن سوئد، آموزشی بود که در این کشورها برای ولیعهدها در نظر گرفته شده بود. اسب‌سواری و شکار و فن‌هایی از این گونه جزو این آموزش‌ها بود و یادگیری تاریخ، فن حکومت، زبان های گوناگون، فلسفه و فن سخنوری از دیگر رشته‌های آموزشی برای ولیعهدها به شمار می‌رفت. کریستینا اما استعدادی بیشتر از استعدادهای عادی داشت. برای نمونه به سرعت زبان یاد می‌گرفت و زمانی‌ که حکوت سوئد را در هیجده سالگی در دست گرفت، به چندین زبان از جمله لاتین، فرانسه، ایتالیایی و آلمانی تسلط داشت. چند کتابی نیز که در سال‌های پایانی عمرنوشت به زبان فرانسه بود.



در دوران حکومت ملکه کریستینا، سوئد هنوز ابرقدرت شناخته می‌شد. جنگ‌‌های سی‌ساله در اروپا که سوئد نقشی بزرگ در آن داشت، به پایان رسیده بود اما هزینه‌های کلان حکومت در سرزمین پهناوری که زیر تسلط سوئد بود، همچنان یکی از بزرگترین دشواری‌ها به شمار می‌رفت . دشواری‌های دیگر این زمان نیز همانند دشواری های بیشترین دوره‌های تاریخ سوئد بود: اختلاف پادشاه با اشراف، ناخرسندی دهقانان غیر اشرافی از مالیات‌های کلانی که از آنها گرفته می‌شد اما شامل اشراف نبود، هزینه‌های گوناگون دربار که در زمان حکومت کریستیا از جمله شامل خرید کتاب و دیگر آثار فرهنگی به مقادیری چشمگیر نیز می شد. از این رو نمی‌توان دوران حکومت کریستینا را دوره‌ای استثنایی از این دیدگاه‌ها به شمار آورد و تاریخ نویسان سوئدی نیز در گزارش این دوران تاریخ سوئد، به اینگونه مسایل کمتر از شخص و شخصیت کریستینا پرداخته‌اند. آنچه که بیش از هر چیز به آن توجه شده، دلبستگی وی به فرهنگ، گرویدن وی به مذهب کاتولیک، کناره‌گیری وی از مقام پادشاهی و ترک سوئد وازدواج نکردن اوست. کریستینا ازدواج نکرد و اصولا به نظر می‌رسد که وی رابطه‌ی عمیق جنسی با مردی نداشته است. اشاراتی در این زمینه هست که او با جند تن از مردان نزدیک به خود رابطه‌ی عاطفی خاصی داشته اما چگونگی این رابطه‌ها چندان روشن نیست. اشاراتی نیز هست در مورد رابطه‌ی عاشقانه میان او با یکی از دوستان زنش اما در این زمینه نیز با ابهام روبرو هستیم.

کریستینا در سال ١٦٤٤ رسما فرمان‌روای سوئد شد و در سال ١٦٥٠ مراسم تاج‌گذاری وی برگزار شد. اما به نظر می‌رسد که وی در همان زمان تاج‌گذاری نیز در فکر ترک سلطنت بوده است و نیز در فکر ترک مذهب پرتستان و گرویدن به مذهب کاتولیک. ترک مذهب پرتستان که پس از کناره گیری وی از سلطنت در سال ١٦٥٥ رسما اعلام شد، طبعا وی را از داشتن مقام سلطنت محروم می‌کرد، اما وی که به احتمال قوی از همان آغاز جوانی مذهب پرتستان را ترک کرده بود، این موضوع را پنهان نگاه داشته بود. گفته شده که کریستینا زنی سخت مذهبی بوده و دلبستگی او به مذهب کاتولیک نتیجه‌ی ارتباط وی با اندیشه‌مندان قاره‌ای برای نمونه رنه دکارت، فیلسوف نامدار فرانسوی، بوده است و تاثیرپذیری از اندیشه‌های حاکم در جنوب اروپا. گفتنی است که یکی از کارهای کریستینا در عرصه‌ی فرهنگی، دعوت از فیلسوفان و دیگر اندیشه‌مندان سرشناس از کشورهای اروپایی به سوئد بود. رنه دکارت ، برای نمونه، به دعوت کریستینا به سوئد آمد اما پس از اقامتی کوتاه به علت بیماری درگذشت.

کریستینا را شخصیتی با استقلال فکری عمیق معرفی کرده‌اند و یکی از علت‌های کناره‌گیری وی از سلطنت را نیز برخی به این خصلت وی وابسته دانسته‌اند. پیرامونیانش همگی مردان معتقد به مردسالاری بوده اند و هرچند که کریستینا را باید فردی معتقد به سنت مردسالاری ، دستکم در عرصه‌ی حکومت، دانست نمی توان از تضادی که میان خواسته‌های او و مردان پیرامونش بوده، چشم پوشی کرد. البته کریستینا تلاش داشت که در چارچوب سنت‌های حکومتی سوئد قرار داشته باشد و شخصا نیز باورمند به حکومت فردی با اختیارات گسترده بود. شاید این موضوع نیز از علت‌های کناره‌گیری او باشد چرا که اشراف و نمایندگان دیگر گروه‌های اجتماعی خواستار محدود بودن اختیارات پادشاه بودند و کریستینا به عنوان زن – پادشاه چنین محدودیت‌هایی را بر نمی تافت.

کریستینا را همچنین سیاست‌مداری بسیار توانا دانسته‌اند که در دوران ده‌ساله‌ی حکومتش توانست توازنی در میان خواسته‌های گوناگون طبقات صاحب‌نفوذ اجتماعی به وجود آورد و همچنین با برنامه ریزی دقیق کناره‌گیری‌اش از مقام پادشاهی، پس از کناره‌گیری و خروج از سوئد نیز بسیاری از امتیازات خاندان سلطنتی را در دست خود نگاه دارد. از جمله تصویب شده بود که وی درآمدهای چندین منطقه در سوئد به او پرداخت شود و او اختیار قضاوت بر پیرامونیان خود راکه حدود ٢٠٠ تن بودند و خدمات گوناگونی را در دورانی که کریستینا دیگر ملکه‌ی سوئد نبود انجام می‌دادند ، داشته باشد. در یک مورد، او از این اختیار قانونی خود استفاده کرد و در فرانسه حکم اعدام یکی از بالاترین مقام‌های گروه خدمت‌گذارانش، مارکی مونالدسکو، را صادر کرد که به اعتبار وی در اروپا آسیبی جدی وارد کرد.

کریستینا پس از کناره گیری از مقام شهریاری سوئد و خروج از این کشور نیز دست از سیاست بر نداشت و از این رو در بسیاری از رویدادهای مهم سیاسی در اروپای جنوبی – اسپانیا، فرانسه و ایتالیا- دخالت و اعمال نفوذ می‌کرد. وی از جمله در توطئه‌ای برای به دست آوردن حکومت ناپل در ایتالیا که در آن زمان زیر سیطره‌ی اسپانیا بود، شرکت داشت که به دلیل افشای پیش از انجام آن با شکست روبروشد و دلیل اعدام مونالدسکو که به آن اشاره شد افشای این تبانی توسط او بود.

کریستینا پس از کناره‌گیری از پادشاهی در ٢٨ سالگی، بطور عمده در ایتالیا زندگی کرد و از جمله به فعالیت‌های گوناگون فرهنگی و مذهبی ، حمایت از اندیشه‌مندان و هنرمندان، بنیانگذاری کتابخانه و محافل فرهنگی و... دست زد.
در دوران پایانی زندگی، وی خود نیز به نویسندگی پرداخت . آثار او شامل مجموعه‌ای بزرگ از نامه ها، زندگی‌نامه ای کوتاه و اندزنامه‌ای در دومجلد است که مجموعه یا گنجینه‌ای از پندهاست با عنوان " احساسات". نوشتن اندرزنامه در آن زمان از کارهای متداول ادبی در اروپا بود.

اندرزنامه‌ی کریستینا شامل نوشته‌هایی کوتاه در زمینه‌های گوناگون از جمله در باره‌ی زمان، زندگی، سالمندی و مرگ، خدا، شهریار، تعقل و ناتوانی است.

کریستینا در سال ١٦٨٩ در سن ٦٣ سالگی در گذشت و طی مراسم با شکوهی در کلیسای سن پترز در رم به خاک سپرده شد.

کریستینا از فرمانروایانی در سوئد است که موضوع پژوهش‌های گسترده‌ی تاریخی بوده‌اند. در مورد او همچنین چندین نمایشنامه‌ نوشته شده و حتی زندگی او موضوع یک فیلم هالیوودی با شرکت ستاره‌ی نامی سوئدی، گرتا گاربو، بوده است.


Bookmark and Share