آهن، آهنگران و قدرت‌مداران

برگردن حبیب فرج زاده


persiran.se | Wed, 29.02.2012, 20:37

image
شعری از گوستاو فرودینگ ( ١٨٦٠-١٩١١ )

عنوان اصلی شعر:

Järnet, dess arbetare och makten




سده‌ای پیش از این بود
جنگل در خواب فرورفته بود
و ستارگان آرام سوسو می‌زدند

غرش آبشار، نهیب چرخ ها
جهش جرقه‌ها زمین را می‌لرزاند
پتک سنگین وخفه فرود می آمد
کوره شعله‌ور می‌شد
هرم خفه کننده گرما ازکوره زبانه می کشید
آهنگران دودزده و عرق کرده
پتک بر سندان می‌کوبیدند
وبا انبر
به آهن فرم چنگگ وخیش می دادند

"آنها به ازای سنگ آهن، تفاله بخشیدند
با لگد پاسخ رنج و جان‌کندنمان دادند
همچون کاه خرمن کوبمان کردند
سپس با عرق سیرابمان کردند

گرسنگی زنم را از دستم گرفت،
دخترم بدنام محل شد
بدبخت نخستین کودک اش
هم خون مباشرشد
با مشت وطناب
همچون جهنم داغ مان می کند
ولی سیخی آتشین دریک روزمبارک
به پس گردنش فروخواهد رفت!"

آبشار غرید، پتک فرود آمد
اما
فریاد اعتراض پایمال شده‌ها، غارت شده‌ها
پوست کنده شده‌ها
سده‌ای دیگرهم به تسکین عرق و آوارگی
به گوش کسی نرسید



Bookmark and Share