نامداران تاریخ سوئد

تیرداد ارشانی


persiran.se | Sat, 14.01.2012, 16:52

image

٣- گوستاو واسا

حدود ۵٠٠ چهره‌ی تاریخی در سوئد نقش تعیین کننده‌ای در دگرگونی‌های سیاسی – اجتماعی – فرهنگی دراین کشور داشته‌اند. در این رشته گفتار‌ها در پرس ایران، ما به کوتاهی به شناساندن شماری از مهم‌ترین این چهره‌ها می‌پردازیم.

با ورود "گوستاو اریکسون( گوستاو واسا)" / تولد١٤٩٦،درگذشت ١٥٦٠/، به صحنه‌ی سیاست سوئد به عنوان پادشاه این کشور، سده‌های میانه‌ی سوئد به پایان می‌رسد.
دوران فرمانروایی او و فرزندانش را دوران واسا در تاریخ سوئد نام داده اند که با جلوس او به تخت سلطنت سوئد د سال ١٥٢٣آغاز می شود و با جلوس نوه‌ی او "گوستاو دوم آدولف" بر تخت سلطنت سوئد به پایان می‌رسد. در دوران واسا، سوئد عصر نوین سیاسی ، سازمان‌یابی مدرن و حرکت تدریجی به سوی دوران ابرقدرتی - از زمان رسیدن "گوستاو دوم آدولف " به فرمان‌روایی در سال١٦١١- را آغاز می‌کند. دوران حکومت " گوستاو دوم آدولف" و چند پادشاه پس از او را، دوران ابرقدتی سوئد نام داده‌اند.

اما گوستاو اریکسون چه کسی بود و چگونه توانست حکومت سوئد را از آن خاندان خود کند؟

سوئد در پی مرگ بیریارل که بنیان گذار کشور یک پارچه‌ی سوئد شناخته می‌شود و فرزندان و نوه‌هایش، با آشفتگی‌های بسیاری روبرو بود. جنگ قدرت در اسکاندیناوی اندک اندک با برتری دانمارک به پایان رسید و سه کشور دانمارک، سوئد و نروژ بر طبق قراردادی که به " پیمان اتحاد کالمار" معروف است به عنوان واحد سیاسی یکپارچه‌ای زیر فرمان‌روایی دانمارک قرار گرفتند. یکی از بزرگترین نگرانی‌های دانمارک نفوذ آلمان بود و پیمان کالمار نیز یکی از ابزارهای مبارزه با آلمان و اتحادیه‌ی باززگانی "هانسا" به شمار می‌رفت که توانسته بود در سوئد نیز نفوذ کند و اقتصاد بخشی از این کشور – منطقه‌ی بریسلاگن- را به خود وابسته سازد.

وابستگی اقتصادی مردم منطقه‌ی بریسلاگن به آلمان و هانسا را می توان یکی از عواملی دانست که مخالفت با فرمانروایی دانمارک بر اسکاندیناوی را باعث شد و به تدریج به مخالفت و جنگ آشکار قدتمندان سوئدی با دانمارک انجامید. یکی از خاندان های اشرافی مخالف دانمارک، خاندان واسا بود.

"کریستیان دوم" پادشاه دانمارک سرانجام توانست با وعده‌ی دادن امتیازاتی به اشراف سوئد، در سال ١٥٢٠ وارد استکهلم شود. سوئدی‌ها تصور می‌کردند که کریستیان دوم واقعا قصد دوستی دارد، اما بزودی آشکار شد که وعده‌های او و حضورش در استکهلم هدفی دیگر داشته است. در آنچه که در تاریخ سوئد به "حمام خون استکهلم" معروف شده، وی دستور اعدام بسیاری از اشراف سوئد را که پیشتر با وی مخالفت کرده‌ بودند، صادر کرد. ده‌ها تن از این اشراف کشته شدند و بسیاری به زندان افتادند. برای نمونه پدر گوستاو واسا در این رویداد کشته شد. اما تلاش برای دستگیری "گوستاو واسا" توسط ماموران "کریستیان دوم" و نابود کردن او به جایی نرسید و او توانست به تدریج نیرویی نظامی که بیشینه‌‌ی آن را روستائیان مناطق میانی سوئد تشکیل می دادند بسیج کند، بر نیروهای "کریستیان دوم" بتازد، در سال ١٥٢١ "کریستیان دوم" را شکست دهد و در ششم ژوئن سال ١٥٢٣ به پادشاهی سوئد برگزیده شود. ششم ژوئن، روز برگزیده شدن "گوستاو واسا" به پادشاهی سوئد، روز ملی سوئد است.

image
ورود گوستاو واسا به استکهلم در پی پیروزی

"گوستاو واسا" در ایجاد دولت ملی در سوئد از چند ابزار مهم بهره‌برداری کرد. یکی از این ابزارها " دین‌پیرایی" یا اصلاح مدهبی بود که پس از چندی کشور سوئد را از یک کشور کاتولیک به یک کشور پروتستان تبدیل کرد. اما هدف حرکت "گوستاو واسا" تنها حرکتی برای تغییر مدهب نبود. شگردی بود برای مصادره‌ی اموال و املاک کلیسای کاتولیک بسیار ثروتمند سوئد که وی از جمله برای بازپرداخت وام گرفته شده از شهر "لوبک" در آلمان و برای جبران هزینه‌های این شهر که نیروی دریائی برای یاری رساندن به "گوستاو واسا" در جنگ با "کریستیان دوم" بسیج کرده بود، به آن نیازمند بود.

"گوستاو واسا" در پی قطع نفود اسقف‌های کاتولیک در سوئد، کلیسا را به زیر مجموعه‌ای از دولت تبدیل کرد و خود نیز فزون بر پادشاهی بالاترین مقام کلیسای پیرایش شده‌ی این کشور را به دست آورد.


از دیگر اقدامات مهم سیاسی وی تبدیل پادشاهی انتخابی که در سوئد معمول بود به پادشاهی موروثی خاندان "واسا" بود که عاملی در جهت تثبیت قدرت ارزیابی می‌شود.

وی در عرصه‌ی سیاست داخلی همچنین ایجاد یک دولت متمرکز و دیوانسالاری گسترده را آغاز کرد و بدین‌ترتیب ازپراکندگی و "خان‌خانی" و نفود خاندان‌های اشرافی در مناطق گوناگون سوئد جلوگیری کرد. او توانست اشراف سوئد را که از جمله با کشته شدن شمار زیادی از آنها به دست "کریستیان دوم" بسیار کم‌توان‌تر شده بودند متحد خود سازد و در واقع آنها را به خدمت‌گذاران حکومت خود تبدیل کند.

مالیات بندی در دوران حکومت وی تغییر یافت که هدف آن افزایش امکانات مالی دولت بود. با این تغییر نظام مالیاتی بسامانی در این کشور به وجود آمد که هسته‌ی اصلی نظام مالیاتی منسجم و کارآمد سوئد ارزیابی می‌شود .
"گوستاو واسا" از پادشاهانی در سوئد است که فزون بر تنظیم و تدوین سیاست کلی، در جزئیات سیاست نیز دخالت می‌کرد و بویژه در عرصه‌ی کشاورزی که عمده‌ترین بخش افتصاد این کشور بود، به وضع قوانین و مقررات بسیاری پرداخت که جزئیات تولید و توزیع محصولات کشاورزی را تعیین می‌کرد. و شاید به همین دلیل نیز بود که شورش‌های گوناگون دهقانی بسیاری در دوران حکومت او روی داد که مهمترین آنها به "نزاع داکه " Dackefejden معروف است. گوستاو واسا اما توانست شورش دهقانی به رهبری "نیلس داکه " و دیگر شورش‌ها را فرونشاند و در این زمینه کوچک‌ترین تردید و ترحمی نشان نداد.

تاریخ نویسان گذشته و بسیاری از مردم سوئد، بویژه در قرن نوزدهم، با دیدی بسیار مثبت بر پادشاهی و شخصیت "گوستاو واسا" می نگریستند و او را "پدر ملت سوئد" می‌انگاشتند. اما تاریخ پژوهان بعدی
دراین برداشت بازنگری کرده‌اند.
ارزیابی کنونی در مورد گوساو واسا این است که او شخصی بسیار بیرحم ، بسیار حیله گر و زرنگ وبسیار برتری ‌طلب بود و در عین حال سیاستمداری بسیار ماهر بود که توانست با روش‌هایی گوناگون و تبلیغات گسترده و بهره‌برداری از تمام شگردهای ماکیاولی به حکومت برسد و آن را روز به روز مستحکم‌تر و منسحم‌تر سازد.


Bookmark and Share